.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه شهر شهدا،شهر اخلاق،شهر ایمان،شهر تولید و شهر علم است و انشاالله باشد. شهر خوب دست یافتنی نیست بلکه ساختنی است

.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه شهر شهدا،شهر اخلاق،شهر ایمان،شهر تولید و شهر علم است و انشاالله باشد. شهر خوب دست یافتنی نیست بلکه ساختنی است

.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه در طول جغرافیایی 50 درجه و 35 دقیقه و در عرض جغرافیایی 35 درجه و 24 دقیقه قرار گرفته است.(مفخم، 1339:‌ 234)
این شهر در شهرستان زرندیه قرار گرفته و فاصله آن با تهران 80 کیلومتر ، با شهر ساوه 45 کیلومتر و با مر کز شهرستان(شهر مأمونیه) 10 کیلومتر است.
زاویه بنا بر تصویب وزرای عضو کمیسیون سیاسی دفاعی هیئت دولت در سال 1362 ش به شهر تبدیل شد و شهرداری آن تا سال 1386 درجه 4 را در میان شهرداری های کشور حائز بوده است.(نک: آمار شهرداری های کشور در سال 1386)

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

شهر من بهترین حجاب را دارد

يكشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶ ق.ظ

متن ارسالی از طرف خانم نگین سرخیل

در بررسی های 53 هزار وصیت نامه شهدا 8681 وصیت وجود دارد که در آن به موضوع حجاب پرداخته شده است.

وصیت هایی که هرکدام را هر زمان بخوانی گویی با شهید در دوران کنونی هم صحبت شده ای و این است عزت و کرامت شهدای ما وقتی می گویند:" خواهرم حجابت،برادم نگاهت"

حجاب در شهر من زاویه کامل است ، منظور حجاب کامل اسلامی است.حجاب فاطمی که از فاطمه (س) بر ما رسیده است. حجابی که گردی صورت مادرزاد، مچ دستان بی زیور، برجستگی های بدن و ماهیچه های پا و سینه و... را می پوشاند و زن را از هرگونه سوء استفاده حتی نگاهی نامحرم و نامبارک حفظ می کند.

حجابی که سنگر زن مسلمان برای حضوری فعال در جامعه و حفظ شؤنات او در تعامل با مردان است. حجابی که زاییده عفت و عفتی که فرزند حیاء زن مسلمان است. آری ما به وصیت 44 شهید عزیز شهرمان گوش کرده ایم.

اما در مامونیه و شهرهای دیگر این چنین نیست و...هیچ می دانیم که حجاب و عفاف در همیشه تاریخ به عنوان دو ارزش درجامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح بوده و است. هیچ دقت کرده ایم که یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. براین اساس، پوشش یکی از شؤون و ویژگی های انسان به شمار می آید.

نه اینکه زنان در اندیشه های خود به دنبال کشف حقیقت شان از جانب محبوب هستند نه اینکه هر آنچه سر راهی است و دیدنی ارزش کشف شدن ندارد.

هیچ فکر کرده ایم که در تاریخ فلسفه و نیز اندیشه، حجاب یکی از بهترین و مهم ترین تشبیهات و استعارات برای آن چیزی بوده که پوشاننده حقیقت است.

حقیقت، آشکارگی است که نیازمند کنار زدن حجاب ها توسط اهل و محرمش است. از همین رو است که برای فیلسوف، هر چیز عریان و آشکار که هرکس را توان دیدن آن است ناچیز و بی اهمیت جلوه می کند. در یک معنی لطیف حتی می توان گفت: فیلسوف یا همان کاشف ، از عریانی مکشوف چندان خرسند نیست.

برای فیلسوف آنجا که رازی در کار نباشد کاری نیز وجود ندارد. او درمقام جوینده حقیقت باید نشان دهد که همواره رازی در میان است از همین رو است که می کوشد باز در حجاب کند آنچه را که محرمانه افشا کرده است.

این داستان در زندگی زن و مرد هم این گونه بازخوانی می شود که مردان در مقام فیلسوف زمانی که زن را درمقام راز عریان ببینند، دلیلی برای علاقه افشا ندارند و در وجهی عکس آن در پس افشاگری محرمانه از عریانی آن ناخرسند شده و به پوشاندن راز خود برای کشف نشدن حقیقتش استفاده می کنند که از آن به نام غیرت و همت یاد می شود. حال سؤال این است مرد در مقام فیلسوف چه کاری خواهد داشت اگر رازی وجود نداشته باشد؟

باید بدانیم که مرد و زن هستی فراتر از تاریخ شناخته شده بشر دارند و در تاریخ ادیان همواره از حجاب به عنوان امری اصیل و پیشینه دار یاد شده است. به گفته ویل دورانت، «قوم یهود و ایرانیان قدیم، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت و از واجبات دینی می دانستند.»

بی تردید مبنای حجاب در شریعت حضرت موسی (ع)، آیات تورات بوده که بر حجاب تأکید می کرده است. در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی مشخص بوده است. تورات شباهت لباس زنان و مردان را نهی می کرده: در قسمتی از تورات می خوانیم: «متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا هرکه این کند مکروه یهوه خدای تو است»

اما اسلام: پوشش و حجابی را به ارمغان آورد که اصل آن مربوط به احکام ویژه بانوان است و اتکای آن، بر تفاوت های طبیعی و ساختاری زن و مرد استوار است و آن از سوی خدا در رده آیه قرآن بر ما نازل شده است.

حضرت عیسی روح الله (ع) نه تنها احکام شریعت یهود را در مورد حجاب تغییر نداد بلکه با قوانین شدیدتری آن را استمرار بخشید و در برخی از موارد قدم را فراتر نهاد و سختگیری بیشتری وجوب حجاب را مطرح ساخته است.

مسیحیت برای ازبین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش و تزیین فراخواند. بنابر متون تاریخی، چادر و روبند، برای خاتون های اشراف ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین می کردند و حتی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش های دور از چشم نامحرم شرکت می کردند.

اما اسلام حجاب را برای زنان متناسب با شئوناتشان با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل انگاری مضر یا سختگیری بی مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است.

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می توان احترام و نگه داشتن حرمت زن دانست: کسی که به عظمت حجاب پی ببرد؛ می فهمد بی حجابی و بدحجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در نظام هستی است.

حال با وجود همه این دانسته ها و الزامات به رعایت فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه اسلامی دوست دارم آخر نوشته هایم به وصیت نامه شهدا در امر رعایت حجاب اشاره کنم که بدانیم از جانب شهدایمان به چه امری مؤظف و تکلیف شده ایم.


  • حسن سرخیل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">