.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه شهر شهدا،شهر اخلاق،شهر ایمان،شهر تولید و شهر علم است و انشاالله باشد. شهر خوب دست یافتنی نیست بلکه ساختنی است

.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه شهر شهدا،شهر اخلاق،شهر ایمان،شهر تولید و شهر علم است و انشاالله باشد. شهر خوب دست یافتنی نیست بلکه ساختنی است

.::*شهر دارالمومنین و شهید پرور زاویه *::.

زاویه در طول جغرافیایی 50 درجه و 35 دقیقه و در عرض جغرافیایی 35 درجه و 24 دقیقه قرار گرفته است.(مفخم، 1339:‌ 234)
این شهر در شهرستان زرندیه قرار گرفته و فاصله آن با تهران 80 کیلومتر ، با شهر ساوه 45 کیلومتر و با مر کز شهرستان(شهر مأمونیه) 10 کیلومتر است.
زاویه بنا بر تصویب وزرای عضو کمیسیون سیاسی دفاعی هیئت دولت در سال 1362 ش به شهر تبدیل شد و شهرداری آن تا سال 1386 درجه 4 را در میان شهرداری های کشور حائز بوده است.(نک: آمار شهرداری های کشور در سال 1386)

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

دانشمندان، شاعران، نام آوران

جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۰۰ ب.ظ

از این پس به این موضوع می پردازم...

از نام آوران زاویه می توان به حاج محمد حسن صفایی(تنها) اشاره کرد. وی از تعزیه خوانان به نام و از شاعران فارسی گوی و ترکی گوی در عهد پهلوی اول و دوم به شمار می آید. وی در سال  1268 ش(1308 هـ ق) در زاویه متولد شد و در سال 1352 ش در همان شهر فوت کرد. گویا اصل این خانواده روحانی چنانکه از قول حاج محمد حسن باقی نقل شده از توابع یزد در شهر زواره بوده است. اجداد وی در حدود سال 1200 ش در اثر فقر به کاشان مهاجرت  کرده و کمی بعد به زاویه می آیند و در آنجا مقیم می شوند. پدر محمد حسن ملا زین العابدین گذشته از وجاهت مذهبی، شاعر و عارف بزرگی بوده است و در هنر خوشنویسی و نقاشی چیره دست بوده و گویا خمسه نظامی را خوشنویسی نموده و بر اساس مضون این اثر مشهور تصاویری را نقاشی کرده است.(این اثر امروزه برجای مانده و در اختیار آقای محسن تنها فرزند حاج علی اصغر صفایی تنها است که اکنون در کشور آلمان سکونت دارد) محمد حسن در مورد تولد خود دو بیت شعر سروده است:

هست صفایی ولیک، شهره به خباز بود/زاده زین العابدین، حاج محمد حسن

در غشح هجرتی، هشتم شهر صیام/پای به ملک وجود، بر زده ان ذولفنُن

برای خواندن به ادامه مطلب بروید


لازم به ذکر است که «غشج» به حساب حروف ابجد برابر سال 1308 هـ ق است.(نک: صفایی تنها، 1384: ص1) اشعار برجای مانده از محمد حسن جنبه های گوناگونی دارد از جمله مخالفت های وی با رجال سیاسی که برای نمونه می توان به سرایش اشعاری علیه اقدامات احمد قوام السلطنه رئیس الوزرا و تاسیس حزب دمکرات توسط وی در سال 1326 ش است که وی مخصوصا به این رویداد و اقدامات متعدیانه احمد قوام اشاره می کند و صراحتا اشعار خود را در مخالفت با این وضعیت می داند:

باز جهانی به کام مرتجعین شد/در عجبم زانکه  باز کار چنین شد

دسته کین برگرفت نام دمکرات/ظلمت شب را نگر که ماه جبین شد

دست اراذل گرفت حربه دولت/سینه مظلوم پر زآه و انین شد

هر یکی از مال خلق بسکه زکین خورد/صاحب مال و منال و جسم سمین شد

آه، وزیرا چه آتشی است که روشن/ بر دل و جان رعیت از ره کین شد

ناله مظلوم پشت و سر بفکندی/این چه بنا  بود کز  تو مرد لعین شد؟

عمر صفایی گذشت لیک جوانها / از تو  به دل  در غضب  به روز پسین شد

وی همچنین در مورد قیام 15 خرداد 1342 ش و حمایت از نهضت امام خمینی نیز سروده ای در قالب غزل دارد که با چنین بیتی آغاز می گردد«زین نهضت خرداد به آن دانشمند/تبریک بگوئیم به آواز بلند».(نک: صفایی تنها، 1384) وی اشعاری در مورد مسائل و مشکلات زاویه نیز دارد که زبانی برنده و انتقادی را نمایش می کشد از جمله قطعه ای که در انتقاد از رشوه گیری مدیر یکی از مدارس سروده شده است:

ای حضرت ناطق به همان جاه و عظیمت/سلطانی ذی شان به آن حالت و طینت

آقای وکیلی[1] به همان خلق سلیمت/ای یوسف  ایام  به اجداد  قدیمت

سوگند به آیین و به آن  مذهب و دینت/ تا کلک صفایی بود و منکر پانصد[2]

منمای گمان زاویه اصلاح پذیرد

در کل مجموعه آثار وی در کتاب به نام قَندان و چنته(مشهور به: همیشه بهار) به صورت دست نویس برجای مانده که دومی مجموعه ای از گونه های مختلف ادبی اعم از شعر و نثر است و عنوان کشکول نیز برای آن برازنده است. جلد سوم این مجموعه که مورداستفاده نگارنده این سطور قرار گرفته است، گرچه به صورت حروفی چاپ شده اما صفحه آرایی و صفحه بندی مناسبی ندارد و در سطح محدود و محلی منتشر شده است. این مجموعه علاوه بر اشعار سیاسی، اجتماعی و انتقادی، اشعاری در مدح و منقبت ائمه شیعه و مصیبت آنان نیز سروده است و در این مجموعه بخش قابل توجهی را تشکیل می دهد.(جلد اول این مجموعه در روزنامه اطلاعات در تاریخ 24/7/ 1334 ش در صفحه 5 معرفی شده است)

گفته می شود که محمد حسن مجموعه ای به نام «انبانه» داشته که در مذمت حکومت محمدرضا شاه پهلوی بوده است. به هر حال این مجموعه امکان انتشار آن فراهم نشده و گویا در سال 1332 ش مفقود و اکنون اطلاعی از آن در دست نیست.

محمد حسن علاوه بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت. وی دستگاه های موسیقی ایرانی و حجاز را به خوبی می شناخته و در خواندن مناجات، قرآن و مصیبت های مذهبی به کار می بسته است.

همچنین از مشاهیر دوران معاصر و پس از انقلاب اسلامی سال 1357 ش باید به آیت الله مدنی یا شهید محراب اشاره کرد.



[1]  منظور یکی از اهالی شهر یعنی بخشعلی وکیلی است

[2]  منظور دوره ای است که با پانصد ریال رشوه گواهینامه پایان دوره کلاس ششم ابتدایی به بعضی ها داده می شد و شاعر در اینجا به این قضیه اعتراض می کند.

  • حسن سرخیل

نظرات  (۲)

با تشکر از مطلب شما از بزرگان دیگری مثل ناطق المله و سرهنگ میرگلو هم بنویسید
  • محمد صفایی تنها
  • باسلام و سپاس از حسن نظر صاحب وبلاگ .
    ازبابت تعرض به کم حوصلگی و احیانا کج سلیقه گی نویسنده ی گرامی ؛احتراما معروض می دارد:علت مهاجرت این خاندان، مقتضای پیشه ی رویگری و مسگری بوده و در جستجوی رونق بیشتر این کسب و کار از زواره مهاجرت کرده اند.حتی وقتی که در شهر عزیزم زاویه  به طور کامل ساکن بوده اند مدام به دهات و شهرهای پیرامون از جمله شهریار برای کار  رفت و آمد می کرده اند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">